تبليغاتX
گرید کامپیوتینگ-Grid computing

گرید کامپیوتینگ-Grid computing

سایت تخصصی در مورد گرید کامپیوتینگ-grid computing-globus و سیستم های توزیع شده و علوم جديد كامپيوتر

معرفي ميان­افزارهاي Globus و Gridbus

 

با سلام به دوستان در قسمت بعد به بحث

                                        معرفي ميان­افزارهاي

                                Globus

                                                               و

                                                     Gridbus                         

 

    می پردازم لطفا با نظراتتان در بهبود وبلاگ کمک کنید

لطفا روی تبلیغات هم کلیک کنید   - با تشکر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 18:7  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

پايگاههاي داده گريد قسمت سوم (اخطار - دادگان - زمان بندي - ابزاري براي دسترسي به پايگا ه داده -معم

 

4.2.2. اخطار

مشتري بايد مناطق مورد نظر خود را که عمليات اخطاردهي در آن مناطق بايد انجام شوند را مشخص نمايد. سپس ميان­افزار وظيفه­ي مديريت آنها اعم از ثبت, فيلتر بندي و اجراي عمليات بر روي سيستم­هاي پايگاه­هاي داده, را دارد. اين کارها در حالت ايده­آل با استفاده از سرويس عمومي رويدادها بر روي گريد قابل پياده­سازي و انجام است.

5.2.2. دادگان

دادگان در چنين سيستمي ترکيبي خواهد بود از سرويس­هاي دادگان پايگاه­هاي داده­اي که در گريد مجتمع مي­شوند که سرويس­هايي که به وسيله­ي اين پايگاه داده مجازي پشتيباني مي­شوند, را توصيف خواهند کرد.

6.2.2. زمان بندي

اين سرويس يک واسط عمومي براي زمان بندي منابع در پايگاه داده مجازي را فراهم مي­آورد. البته واضح است که به دليل ناهمگوني محيط و برنامه­هاي زمان­بندي­ مختلف آنها پياده­سازي چنين سرويسي بسيار دشوار است و هنوز راه حل قطعي براي آن ارائه نشده است.

3.2. ابزاري براي دسترسي به پايگاه داده

ايجاد ابزاري براي ارتباط با پايگاه­هاي داده وظيفه­ي گروه­هاي فعال روي GGF DAIS[1] است. پروژه­ي OGSA-DAI بر طبق پيمان همکاري EPCC,IBM,NEeSC,NWeSC و Oracle در حال توسعه مجموعه­اي از ابزارهايي است که اين واسط را پياده سازي کرده در حالي که استانداردهاي تعريف شده را رعايت مي­کنند.

هدف اصلي آنها مديريت قابل اطمينان منابع ذخيره سازي داده, منابع چندگانه انعکاسي[2], نام دهي توزيع شده و انتقال مجموعه­هاي عظيم داده بين مجموعه­هاي مرتبط مي­باشد.

ابزارهاي دسترسي و مجتمع سازي داده اجازه دسترسي به داده­هايي را که به وسيله­ي DBMS­هاي مختلف کنترل مي­شوند را مي­دهند, در حالي که اين DBMS­ها به طور خودکار و بدون استفاده از اين ابزار مي­توانند به کار خود به صورت محلي ادامه دهند.

1.3.2. معماري OGSA-DAI

اجزاي موجود در OGSA-DAI در چهار دسته قرار مي­گيرند که در ادامه مورد بحث قرار خواهند گرفت.

1.       سرويس­هاي پايگاه داده [3]گريد : اين سرويس­ها يا منابع داده ساخت يافته هستند يا يک پروکسي براي منابع داده مثل يک نمونه­ي واقعي از يک DBMS. در هر دو حالت اين سرويس­ها دسترسي به منابع داده را از طريق انواع درگاه[4] ممکن مي­سازند. براي پشتيباني از مدل­هاي مختلف داده­ها, زبان­هاي پرس و جو, زبان­هاي توصيف داده و زبان­هاي اختصاصي, اين واسط زبان­هاي مختلفي را که عمليات خاصي را روي پايگاه­هاي داده انجام مي­دهند را شامل مي­شود. انعطاف پذيري سرويس پايگاه داده گريد تا حدي است که مي­تواند دستورات اختصاصي يک DBMS خاص را نيز پياده سازي کند. همچنين مي­تواند يک سري از عملياتي را که بايد به صورت دسته اي[5] و روي پايگاه­هاي داده مختلف انجام شوند را بهينه سازي کند. اما کاربران براي استفاده وسيع تر و مستقل از محيط اجراي اين ابزار مي­توانند کار خود را به SQL 92 و XPath محدود کنند.

2.       سازنده­هاي سرويس پايگاه داده[6] : اين بخش مي­تواند به يک نمونه از DBMS متصل شود و يا همراه با يک نوعDBMS يا مدل داده­اي باشد. در حالت اول سرويس پايگاه داده گريدي که به وسيله­ي اين بخش ساخته مي­شود, براي پايگاه داده­ي خود, به عنوان يک پروکسي کار مي­کند. در حالت دوم اين سازنده سيستم­هاي ذخيره سازي داده­اي را فراهم مي­کند که قابل استفاده براي پايگاه داده مانند Oracle 9i يا مدل داده­اي مشخص شده مثل XML باشد. نتيجه مي­تواند يک GDSF,که پروکسي­هاي لازم براي تبادل ارتباط با پايگاه داده را فراهم مي­کند, باشد يا يک سرويس پايگاه داده گريد که اجازه دسترسي مستقيم به پايگاه داده مورد نظر را مي­دهد باشد. اين واسط کنترل و انعطاف پذيري بسيار بالايي را براي تعريف واضح زبان استفاده شده مي­دهد.

3.       ابزارهاي حمل و نقل اطلاعات گريد [7]: اين ابزار­ها يک نمونه­ي انتزاعي را بر روي سيستم­هاي موجود براي انتقال اطلاعات مانند GridFTP و MPICH-G ايجاد مي­کنند تا استفاده از آنها را عموميت بخشند. به طور کلي دو نوع واسط تعريف مي­شود. يکي به عنوان توليد کننده و ديگري مصرف کننده داده. يک GDTV مي­توانند به عنوان فراهم کننده­ي اطلاعات براي يک عمليات خاص به کار رود, براي مثال در بارگذاري حجم بسيار بالاي داده و يا عمليات بر روي داده­هاي توزيع شده. همچنين مي­تواند به عنوان انتقال دهنده­ي داده از يک عمليات به پايگاه داده استفاده شود, مانند برگرداندن نتيجه­ي يک عمليات محاسباتي به پايگاه داده براي ذخيره سازي آن.

 

4.       دفتر ثبت سرويس­هاي داده گريد [8]: در اين بخش سرويس پايگاه داده گريد و GDSF­ها ثبت مي­شوند تا هنگامي که کاربران به آنها نياز دارند با جستجو کردن در GDSR امکان دستيابي به منبعي با مشخصات مورد نظر براي آنها فراهم شود. GDSR در واقع نوع خاصي از دفاتر ثبت در OGSA است که به پايگاه­هاي داده و سرويس­هاي آنها اختصاص يافته است. به همين دليل دادگاني که اين مکان­ها ثبت مي­شوند با دادگاني که در ساير نرم­افزارهاي کاربردي ذخيره مي­شوند متفاوت هستند. براي مثال موارد زير که مختص پايگاه داده هستند ذخيره مي­شوند.

 

·         نوع مدل داده­اي براي مثال رابطه اي, XML و غيره

·         زبان­هايي که به وسيله­ي يک سرويس پايگاه داده گريد پشتيباني مي­شوند مانند SQL 92, XPath, XQuery و غيره

·         عمليات­هاي مورد پشتيباني مانند پرس و جو, حذف, ويرايش, درج, بار گذاري انبوه و غيره

·         وسيله انتقال داده پشتيباني شده GDTV

·         منابع و محدوديت­هاي آنها

·         ظرفيت و کارايي منابع

·         سياست­هاي دسترسي




[1] Database Access and Integration Services

[2] replication

[3] Grid Database Service (GDS)

[4] portType

[5] Batch

[6] Grid Service Database Factories(GDSF)

[7] Grid Data Transport Vehicle(GDTV)

[8] Grid Data Service Registry(GDSR)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 18:0  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

پايگاههاي داده گريد قسمت دوم - پرس وجو -تراکنش­ها - بارگذاري حجيم داده

 

1.2.2. پرس­ وجو

در حالت ايده­ال يک واسط کاربري در اختيار کاربر قرار خواهد گرفت تا در آن اقدام به ثبت پرس­وجوي خود نمايد. سپس يک برنامه مترجم و بهينه ساز آن درخواست را فهميده و در سرتاسر گريد توزيع خواهد کرد و در نهايت نيز نتايج بدست آمده از آنها را باهم ترکيب کرده و به کاربر نشان خواهد داد. باز هم روش مبتني بر سرويس تعريف شده در بخش قبل به کمک ما خواهد آمد اما کماکان نمي­تواند سرويس­هاي سطح بالا ارائه کند. کارهاي قبلي در رابطه با پرس­وجو­هاي توزيع يافته کاملا مشابه مورد معادل در گريد هستند و مي­توان از آنها در انجام اين کار استفاده کرد. بدين ترتيب که هنگامي که يک درخواست پرس­جو ترجمه مي­شود عبارت معادل آن به منابع مختلف ارسال مي­شود تا به آنها پاسخ داده شود. سپس پاسخ­ها با توجه به زمان پاسخ گويي تعيين شده و هزينه­ي قابل پرداخت براي مشتري, انتخاب مي­شوند و به کاربر برگردانده مي­شوند. براي مثال اگر يک عمليات ترکيب[1] به عنوان گلوگاه مطرح شود, در حالي که بازدهي يکي از عوامل موثر در نتيجه­ي کار است بايد از دو منبع به صورت موازي استفاده کرد تا کارايي بيشتري داشته باشد.

2.2.2 تراکنش­ها

تراکنش­هاي ساده­اي که در بخش قبل تعريف کرديم نيازمندي­هاي­­ پايه­ي ما در اين حالت را نيز پشتيباني مي­کند در حالي که براي پشتيباني کامل و پيشرفته­ي تراکنش­هاي گريد هنوز مدل کاملي ارائه نشده است.

3.2.2. بارگذاري حجيم داده

اين کار در سيستم مي­تواند با استفاده از ابزاري که يک فايل حجيم را به فايل­هاي کوچکتر تقسيم کرده و در اختيار پايگاه­هاي داده مختلف قرار مي­دهد, انجام شود.

 

 

 



[1] Join

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:57  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

پايگاههاي داده گريد قسمت اول

 

 بانک اطلاعاتي گريد در واقع مجموعه­اي است از يک يا چند بانک اطلاعات توزيع شده ناهمگون, داراي تکرار که از طريق سيستم گريد با يکديگر تعامل و ارتباط منطقي پيدا مي­کنند و به سادگي نمي­توانند سرويس­هاي سراسري شفاف ارائه کنند.

به بياني ساده بانک اطلاعات گريد بسيار شبيه بانک اطلاعات چندگانه است با اين تفاوت اصلي که در بانک اطلاعات چندگانه به هر حال يک کنترل کننده مرکزي عملکرد سيستم را کنترل مي­کند اما در بانک گريد چنين کنترل کننده­اي وجود ندارد[9].

1.2. قرار دادن پايگاه­هاي داده در معماري گريد

در اين قسمت سعي بر توصيف چارچوبي داريم که پايگاه­هاي داده را به معماري گريد بيافزايد به طوري که نيازمندي­هاي خاص پايگاه­هاي داده را علاوه بر نيازمندي­هاي گريد پشتيباني کند.

اين چارچوب براساس سرويس[1] طراحي شده است. بدين صورت که هر سيستم پايگاه داده­اي که خود را با گريد منطبق کرده است, ليستي از سرويس­هايي را که پشتيباني مي­کند به گريد مي­دهد که بر اساس استانداردهاي گريد معرفي مي­شوند. البته واضح است که تعريف استانداردي که تمام سرويس­هاي ممکن را پشتيباني کند غير ممکن است زيرا پايگاه­هاي داده خاصي وجود دارند که دستورات خاصي را شامل مي­شوند که در هيچ بانک اطلاعاتي ديگري وجود ندارد. در چنين حالتي بايد به سيستم اجازه داده شود که سرويس­هاي مورد نظر خود را براي گريد تعريف کند. يکي از مزاياي استفاده از سيستم مبتني بر سرويس اين است که پايگاه داده مي­تواند در بخش مربوط به معرفي دادگان خود تمام سرويس­هايي را که مي­تواند پشتيباني کند را مشخص نمايد تا در هنگام کار با ساير پايگاه­هاي داده به مشکلي برخورد نداشته باشد.

 در چنين گريدهايي, صاحب بانک اطلاعاتي مشخص مي­نمايد که کدام سرويس­ها در گريد قابل استفاده باشند.

 
 

حال به بررسي تک تک سرويس­هاي مشخص شده در اين شکل مي­پردازيم:

1.1.2. دادگان

اين سرويس دسترسي به دادگان فني پايگاه داده و سرويس­هايي که توسط آن پشتيباني مي­شوند را فراهم مي­آورد. براي مثال اطلاعات مربوط به نام فيزيکي و منطقي بانک اطلاعاتي, مالکيت آن, تعداد نسخه­ها و نحوه­ي دسترسي به اطلاعات آن در اين سرويس آورده خواهد شد.

همچنين دادگان مربوط به توصيف يک سرويس تمام اطلاعات درباره­ي کيفيت سرويس, نحوه تبادل اطلاعات آن و تمام قابليت­هاي آن را شامل مي­شود. اين اطلاعات توسط توسعه­دهندگان نرم­افزارهاي کاربردي گريد و ابزارهايي که نياز به دانستن نحوه­ي تبادل داده با پايگاه­هاي داده را دارند استفاده مي­شود.  اين داده براي نرم­افزار­هاي کاربردي پويا بسيار حائز اهميت مي­شوند. در يک دسترسي دو مرحله­اي به بانک اطلاعاتي (ابتدا دسترسي به منابع گريد و سپس دسترسي به خود پايگاه داده از طريق DBMS آن) نياز است که يک سري عمليات ويژه با استفاده از اين دادگان قبل از دسترسي به پايگاه داده انجام شود تا بانک اطلاعاتي مزبور به منابع گريد اضافه شود.

2.1.2. پرس و جو[1]

با وجود اينکه هسته­ي تمام زبان­هاي پرس و جو يکسان است, اين زبان به طور خاص به پايگاه داده­اي که بر روي آن قرار مي­گيرد وابسته است. بنابراين در سرويسي که بر روي يک پايگاه داده قرار مي­گيرد نوع زبان پرس و جوي قابل پشتيباني بايد مشخص شود. براي زمان بندي کارها و نيز ايجاد بستري براي بهينه سازي توزيع منابع, نياز به فرايندي که تخمين زماني از اجراي پرس و جوها را به سيستم بدهد بسيار احساس مي­شود.

واضح است که سرويسي که براي انجام پرس و جو­ها به خدمت گرفته مي­شود بايد از امکانات بسياري از ديگر نرم­افزارها براي تبادل داده با ساير بخش­هاي گريد استفاده کند تا بتواند نتايج را به نقاط مختلف گريد انتقال دهد.

آخرين قابليتي که بايد وجود داشته باشد, امکان انتقال نتيجه به هر نقطه­اي به جز فرستنده­ي درخواست است. اين قابليت باعث مي­شود سيستم از حالت خادم-مشتري صرف خارج شده و امکاناتي براي انجام تعاملات پيشرفته را داشته باشد.

3.1.2. تراکنش­­ها

اين عمليات­ها قابليت انجام تراکنش بر روي يک پايگاه داده تنها و نيز توزيع شده در سطح گريد را ممکن مي­سازد. انواع مختلف تراکنش وجود دارد که به وسيله­ي DBMSهاي مختلف پشتيباني مي­شوند براي مثال در بعضي از آن­ها تراکنش­هاي تودرتو گنجانده شده است, در حالي که ساير پايگاه­هاي داده آن را پشتيباني نمي­کنند. به همين دليل سرويس دادگان تعريف شده بايد تعريفي از نوع تراکنش قابل پشتيباني ارائه دهد.

4.1.2. بارگذاري با حجم زياد[2]

پشتيباني از بارگذاري داده­هاي حجيم در پهنه­ي گريد يکي از مهم­ترين نياز­هاي پايگاه­هاي داده گريد مي­باشد که براي برخي نرم­افزارهاي کاربردي عاملي حياتي محسوب مي­شود. به عبارت ديگر سرويس بايد قادر باشد که با استفاده از مکانيزم­هاي انتقال داده و بهينه سازي آنها حجم بسيار زياد داده را در سرتاسر گريد منتقل کند.

5.1.2. اخطار[3]

اين مکانيزم به مشتري­ها اجازه مي­دهد تا نواحي مورد علاقه­ي خود در گريد را انتخاب کنند و هنگامي که تغييري در آن­ها به وجود آمد پيام اخطاري مبني بر تغيير اين ناحيه ارسال شود. پشتيباني از اين سرويس خود شامل دو بخش مي­شود که در بخش اول کاربر بايد اعلام نمايد که به چه بخشي علاقه مند است براي مثال درج, حذف, به روز رساني و غيره و در بخش دوم بايد متدي را پياده سازي نمايد که عمليات مربوط به آن تغيير را انجام دهد. پشتيباني از چنين مکانيزمي در مواردي که DBMSهاي مربوطه از زبان محلي مشترکي مثل محرک­ها استفاده مي­کنند بسيار ساده تر خواهد شد. در چنين سيستمي, هنگامي که يک پيام اخطار توليد مي­شود به سرويس رويداد گريد عمومي ارسال مي­شود تا تصميم گرفته شود که چه عملياتي بر روي آن بايد انجام شود و سپس اين سرويس در ادامه­ي کار خود عمليات مورد نظر را انجام مي­دهد؛ براي مثال يک ايميل به شخص خاصي ارسال مي­کند و يا عمليات خاصي را انجام مي­دهد.

6.1.2. زمان بندي[4]

اين سرويس به کاربران اجازه مي­دهد که استفاده از پايگاه داده خود را زمان بندي کنند که در اين حالت پهناي باند شبکه­اي هم که به اين پايگاه داده متصل است بايد از پيش تخصيص داده شود. از آنجايي که دسترسي اختصاصي به يک پايگاه داده غير عملي است مکانيزم­هايي لازم است که بر اساس آن منابعي مانند حافظه, پردازنده و ديسک در لحظاتي خاص در اختيار گريد قرار گيرد تا به انجام درخواست رسيده همت گمارد.

ادعايي بر اين مبنا وجود ندارد که سرويس­هاي ارائه شده در اين بخش تماما نيازهاي گريد و پايگاه­هاي داده­ي آن را پشتيباني مي­کنند. بلکه اين سرويس­ها فقط بنابر تجربيات سيستم­هاي مبتني بر پايگاه داده طراحي شده­اند و واضح است که با گسترش گريد نياز به توليد سرويس­هاي بيشتري احساس خواهد شد. سرويس­هايي که در اين بخش نام برده شدند تقريبا سطح پايين و عمومي هستند و سرويس­هاي سطح بالاتر در نرم­افزارهاي کاربردي گريد قرار خواهند گرفت.

2.2. مجتمع کردن پايگاه­­هاي داده در گريد

يکي از مزاياي مهم گريدهاي داده امکان مجتمع سازي منابع توزيع شده است. در اين بخش نشان خواهيم داد سيستم مبتني بر سرويس بخش قبل چگونه در اين مجتمع سازي به ما کمک خواهد کرد.

در روشي که ارائه خواهيم کرد از يک ميان­افزار مبتني بر گريد استفاده خواهيم کرد که به وسيله­ي آن يک پايگاه داده مجتمع شده­ي مجازي خواهيم داشت که از اين پس نرم­افزارهاي کاربردي به جاي استفاده مستقيم از پايگاه­هاي داده با اين ميان­افزار به تعامل خواهند پرداخت. با چنين کاري يک سيستم مديريت پايگاه داده مجازي خواهيم داشت که دقيقا همان سرويس­هايي را که در بخش قبل اشاره کرديم پشتيباني مي­کند اما در واقع هيچ نوع داده­اي را در خود ذخيره نمي کند و از ساير منابع ذخيره سازي استفاده مي­کند. براي انجام فعاليت بر روي چنين پايگاه داده مجتمع شده­ي مجازي از يک ميان­افزار سرويس­هاي مجتمع[5] استفاده مي­شود که با پايگاه­هاي داده مستقيما تبادل داده انجام مي­دهد


 

حالت ايده آل براي ساخت چنين سيستمي استفاده از ابزاري است که بتواند مجموعه­اي از پايگاه­هاي داده را بگيرد و با استفاده از آنها يک پايگاه داده مجازي بسازد. حال بايد به توصيف پيامدهاي چنين ابزاري بپردازيم.

روش مبتني بر سرويسي که در بخش قبل بررسي کرديم با قرار دادن استانداردهايي بر تعريف سرويس­ها در راه مجتمع کردن پايگاه­هاي داده به ما کمک بسياري خواهد نمود. هرچند به علت ناهمگوني منابع امکان استانداردسازي کامل وجود ندارد, اما اين ابزار مي­تواند به شکل زير اقدام به ساختن پايگاه داده مجازي نمايد:

اين ابزار, براي هر سرويس بايد در تمام دادگان پايگاه­هاي داده موجود در گريد به جستجو پردازد تا قابليت­هاي آنان را شناسايي کند. سپس با اطلاع از ميان­افزار مورد استفاده و امکاناتي که توسط آن قابل استفاده هستند گزينه­هاي مختلف براي مجتمع سازي سرويس­ها به دست مي­آيند. اگر تعداد گزينه­ها بيشتر از يک باشد يکي از آنها انتخاب شده و در ليست سرويس­هاي گريد قرار مي­گيرد ولي اگر تعداد گزينه­ها صفر باشد, به کاربر اطلاع داده مي­شود که عمليات مورد نظر قابل انجام نيست و بايد نمي تواند از سرويس مورد نظر استفاده کند.

پياده کردن تمام سرويس­هايي که در بخش قبل اشاره شد پيامدهاي خاصي را به دنبال خواهد داشت که در ادامه توضيح داده خواهند شد.

 


[1] Query

[2] Bulk Loading

[3] Notification

[4] Scheduling

[5] Service Federation Middleware

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:53  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

ويروس خطرناك oslando

توجه         ويروس خطرناك oslando                                                                               
این مطلب توسط دوست من آقای  دکتر مهدی بهلولی  برای من فرستاده شد و من آن را برای اطلاع درون وبلاگ قرار می دهم.

http://www.tabesh.net/?artid=408

دیروز از طرف کمپانی McAfee AntiVirus ویروس بسیار خطرناکی شناسایی و در سایتش اعلام شده که تاکنون در عرض فقط و فقط 1 روز طبق گفته مسئولین این شرکت بیش از 10 هزار نفر آلوده به این ویروس شدن و تمام اطلاعاتی که روی درایو C اونها بوده به کلی نابود شده.
نام این ویروس : oslando
نوع عملیات تخریبی : سخت افزاری
روش تخریب : این ویروس با جای نشین کردن یک خط کد در فایل kernell داخل پوشه system باعث تخریب سکتور "zero" هارد کامپیوتر شما میشود و بعد از اولین خاموش روشن کردن sector های درایو C محلی که ویندوز شما در آن نصب است را burn میکند (شدت این عمل از format کردن هم جدی تر است به طوری که طبق گفته مک آفی این ویروس توسط cia جهت نابود سازیه کامل اطلاعات hard disk استفاده میشده و اصلا قابل بازیابی نمی باشد)
چگونه به این ویروس آلوده میشویم : بسیار ساده , دقیقا همینطوری کامپیوتر من به این ویروس آلوده شد , " با باز کردن یک نامه مشکوک و دانلود فایل موجود در اون نامه " که بدیش اینه که از طرف دوستتان برای شما ارسال میشود بدون اینکه او در جریان باشد (مثل ارسال pm های آلوده به ویروس در yahoo messenger که از طرف فرد آلوده به ویروس برای قربانی ارسال میشود)
اطلاعات بیشتر در مورد این ویروس که همونطوری که میبینین مورد تایید سایت YAHOO هم قرار گرفته رو حتما مشاهده کنین , راه های پاکسازی (قبل از restart کردن ) و پیشگیری (و تست آلودگی/عدم آلودگی) به این ویروس همه به طور کامل تشریح شده :
 http://www.yahoo. com/story. virus%pOSLANDO? t=13294053idbfg
روش های جلوگیری از آلودگی به این ویروس :
1- طی چند روزه آینده هیچ فایل پیوست شده یا هیچ ایمیلی را تحت عنوان postcard باز نکنید. حتی اگر این نامه از طرف دوستتان برای شما ارسال شده باشد.
2- همین حالا با forward این نامه به دوستانتان کامپیوتر آنها را از یک مشکل خیلی جدی نجات دهید. 20 بار دریافت کردن این نامه بهتر از آلودگی دوستتان به این ویروس است در حالی که شما میدانستید ولی دریغ کردید و به او نگفتید.
ویروس فوق حتی توسط خبرگزاری CNN به عنوان مخرب ترین ویروس کامپیوتری اعلام شده.
این ویروس دیروز توسط کمپانی McAfee شناسایی شد و تا کنون راهی جهت repair آن پیدا نشده است.


----------------------------------------------------------
Mahdi Bohlouli
PhD Student in Computer Science
Institute
For Informatics
University of Potsdam
Room 2.19 - House 4
August-Bebel-Street 89
14482 Potsdam - Germany
http://www.cs.uni-potsdam.de/~bohlouli/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 17:13  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

کوتاه ولی عمیق

                    زنگ تفريح

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد


درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش!!!


انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است


كسی كه دو بار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند


هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد


كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است


اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت


اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم
.

 

 

آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند
هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود
اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید
صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست
وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند
كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند
بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی
آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید
اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید
خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید

 

 

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است
 دشوارترین قدم، همان قدم اول است
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش
امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست
برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست
امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم
بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 11:55  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

راز 10/90 را كشف کن ...

                    ‍زنگ تفريح

 

 پی بردن به این راز زندگی ات را تغییر خواهد داد ...

 راز 10/90 باور نكردنی است ! تعداد اندكی از مردم از آن با خبرند و آنرا در زندگی روزمره به كار میبرند.

هر روز میلیونها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنجهایی در عذابند ... این آدمها چندان موفق بنظر نمیرسند.

روزهای بد، روزهای بدتری بدنبال خواهد داشت. بنظر میآید دائما وقایع وحشتناكی در حال وقوع است، استرس همیشه وجود دارد، از خوشی خبری نیست و روابط بین افراد در حال از هم پاشیده شدن است.

بهترین ساعات عمر با نگرانی ها و دلمشغولی های بیمورد  تلف میشود ... دوستی ها از بین می روند و زندگی بیرحم و كسالت آور بنظر می رسد ... و امكان لذت بردن از زندگی وجود ندارد.

 جملات بالا توصیف حالات روحی شما نیز بود؟ اگر اینطور است ناامید نشوید ... شما می توانید به انسانی كاملا متفاوت تبدیل شوید ... فقط كافیست به راز 10/90 پی ببرید و از آن در زندگی تان استفاده كنید ...

این راز میتواند زندگیتان را تغییر دهد  ...

 این راز چیست؟

10% زندگی همه ما اتفاقاتی است كه میافتد ...

اما 90% بقیه چه؟

90% بقیه هم عكس العمل هایی هستند كه ما به آن 10% اتفاقات رخ داده، نشان می دهیم.

این یعنی چه؟

 در واقع هیچ كدام از ما كنترلی روی 10% اتفاقاتی كه برایمان میافتد نداریم. ما نمیتوانیم جلوی خراب شدن اتومبیل مان را بگیریم، ممكن است هواپیمایمان دیر برسد و تمام برنامه های ما به هم بریزد، و یا ممكن است ماشین دیگری در ازدحام و شلوغی خیابان راه ما را بند بیاورد ... بله  این عكس العملهای ما است كه 90% بقیه اتفاقات را شكل میدهد ... تو هیج كنترلی روی چراغ راهنمایی رانندگی نداری كه كی قرمز است یا كی سبز میشود اما میتوانی عكس العمل خود را در مورد چراغ قرمز كه طولانی بنظر میرسد كنترل كنی ... با كنترل خودت در مواقع لازم مانع از مورد تمسخر قرار گرفتن توسط دیگران خواهی شد.

 مثالی میزنم :

تو در حال صرف صبحانه با خانواده هستی كه دست دختر كوچكت به فنجان چای میخورد و همه آن روی لباست  میریزد! خوب تا اینجا كنترل اوضاع دست تو نبود و تو نمیتوانستی مانع از وقوع آن شوی، اما خوب دقت كن :

اینكه چه اتفاقاتی بعد از آن بیفتد كاملا در دست توست ...

تو عصبانی می شوی، شاید فحش هم بدهی و به شدت دخترت را برای ریختن چای روی بلوزت دعوا میكنی. دخترت گریه میكند. تو هم بعد از دعوا كردن او به طرف  همسرت برمیگردی و از او هم برای اینكه فنجان چای را درست لبه میز گذاشته است، انتقاد میكنی. درگیری لفظی كوتاهی بین شما پیش میآید. تو با عصبانیت به طبقه بالا میروی بلوزت را عوض میكنی و بعد با عجله پایین میآیی و می بینی كه دخترت در حالی كه هق هق میكند هنوز در حال خوردن صبحانه اش است، پس هنوز آماده رفتن به مدرسه نیست، بنابراین كمی دیر میجنبد و از سرویس مدرسه جا میماند. همسرت هم دیر كرده است و باید هر چه سریعتر خود را به محل كارش برساند. حالا این تو هستی كه باید با عجله ماشین را روشن كنی و دختر كوچكت را به مدرسه برسانی. چون دیرت شده است مجبوری با سرعت بیشتر از حد مجاز رانندگی كنی. پس از 15 دقیقه تأخیر و یك قبض جریمه بالاخره به مدرسه میرسی. دخترت كه خیلی عجله دارد بدون خداحافظی به طرف ساختمان مدرسه میدود ... حالا تو با 20 دقیقه تأخیر به اداره میرسی، ولی تازه میفهمی كه كیفت را با خودت نیاورده ای. روزت را خیلی بد شروع كرده ای و با گذشت ساعت ها میبینی كه اوضاع دارد بدتر و بدتر هم میشود ... زمان كار تمام شده است و وقتش است كه به خانه برگردی. وقتی به خانه میرسی متوجه میشوی اشكالی  در روابط تو با همسر و دخترت بوجود آمده است ...

 میدانی چرا؟

بخاطر عكس العملهایی كه امروز صبح ­به آن اتفاق نشان دادی ...

خوب فكر میكنی چرا چنین روز بدی را پشت سرگذاشتی ...

1ـ آیا فنجان چای باعث آن شد؟

2ـ آیا دخترت مقصر بود؟

3ـ آیا پلیس و جریمه ای كه شدی این اوضاع را پیش آورد؟

4ـ آیا خودت اوضاع را به این شكل درآوردی؟

بله البته كه پاسخ 4 درست است.

 تو هیچ كنترلی بر ریخته شدن فنجان چای نداشتی اما عكس العمل تو در طول 5 دقیقه پس از آن اتفاق بود كه تمام روزت را خراب كرد ... اما  آنچه كه میتوانست و درست بود كه اتفاق بیافتد تا روز خوبی در انتظار تو باشد چه بود؟

فنجان چای روی بلوزت میریزد ... دخترت میخواهد بزند زیر گریه، اما تو خیلی آرام میگویی : " اشكالی ندارد عزیزم، فقط دفعه بعد دقت بیشتری بكن تا فنجان چای را نریزی". حوله ای بر میداری و به طبقه بالا میروی. بعد از عوض كردن بلوز، كیف ات را برمیداری و سریع به طبقه پایین میآیی. از پنجره میبینی دخترت در حالیكه دارد برای تو و مادرش دست تكان میدهد، سوار سرویس مدرسه شد. قبل از رفتن به محل كارت با همسرت خداحافظی میكنی. پنج دقیقه هم زودتر به اداره میرسی و با خوشرویی شروع به احوالپرسی با همكاران میكنی. رئیس به تو میگوید كه روز خوبی در پیش خواهید داشت.

 دیدی كه این دو عكس العمل متفاوت به یك اتفاق چه نتایج متفاوتی بدنبال داشت!!!

دو سناریوی مختلف كه شروعی مشابه داشتند به دو گونه كاملا ( برعكس ) متناقض پایان یافتند. چرا؟

چون عكس العمل تو متفاوت بود .

 همانطوركه گفتم، ما هیچ كنترلی روی10% از اتفاقاتی كه برایمان میافتد نداریم، اما 90% بقیه را با عكس العمل خودمان نسبت به آن اتفاقات شكل میدهیم.

 برای بكار بردن راز 10/90  چند راه پیشنهاد میكنم :

اگر كسی حرف بدی در مورد تو به زبان آورد از كوره در نرو، بگذار نارا حتی ات فروكش كند، البته میتوانی بگذاری كه آن حرف تاثیر ناخوشایندی بر تو بگذارد اما با نشان دادن عكس العمل مناسبی به آن، میتوانی از خراب شدن بقیه روزت جلوگیری كنی.

یك عكس العمل بد و نامناسب به اتفاقی كه افتاده است، میتواند باعث از دست دادن دوستانت، اخراج شدنت و مورد فشار قرار گرفتنت شود.

اگر راننده ای در خیابان جلوی تو بپیچد و راه تو را بند آورد، با عصبانیت روی فرمان ماشین میكوبی! آیا فحش میدهی و یا فشار خونت خیلی سریع بالا میرود! و یا اینكه پیاده می شوی و با آن راننده خاطی گلاویز میشوی! برای چه كسی اهمیت دارد كه 10 دقیقه دیرتر به اداره برسی؟ چرا اجازه میدهی روزت خراب شود؟

 راز 10/90 را همیشه به یاد داشته باش و نگرانی را از خودت دور كن ...

 وقتی به تو خبر میدهند كه از محل كارت اخراج شده ای چرا میگذاری خوابت با افكار پریشان به هم بریزد و عصبی تر شوی؟ بهتر نیست بجای اینكه انرژی و وقتت را صرف نگران شدن بكنی، از آن برای پیداكردن كار جدیدی استفاده كنی؟

وقتی هواپیما دیر میرسد و تمام برنامه هایت بهم میریزد چرا عصبانیت خود را سر كمك خلبان خالی میكنی؟ او كه هیچ كنترلی بر اوضاع نداشته است، از این فرصتی كه تا رسیدن هواپیما باقی است میتوانی برای مطالعه، آشنا شدن با سایر مسافرین و ... استفاده كنی.

 با ­تحت فشار قرار دادن خود در چنین مواقعی فقط باعث میشوی اوضاع بدتر و بدتر شود ...

 حالا دیگر به راز 10/90 پی برده ای، آنرا در كارهای روزانه ات به كار ببند و از نتایج شگفت انگیزی كه به ارمغان میآورد لذت ببر.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 11:46  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

پايگاه­هاي داده گريد

 در بحث های بعد در مورد پايگاه­هاي داده گريد 

 

توضیح می دهم و مطالبی میگذارم

 

لطفا روی بنر های تبلیغاتی  هم کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:53  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

محيط گريد(قسمت 6)

6.1. OGSA[1]

اين معماري, تکنولوژي گريد را به صورت مجموعه­اي از سرويس­هاي گريد (GS) نشان مي­دهد که خود براي اينکه نيازمندي­هاي گريد را برطرف کند, يک نمونه­ي توسعه يافته از وب سرويس است. دليل اصلي توسعه­ي سرويس وب به سرويس گريد مديريت حالات مختلف, هويت شناسي[2], جلسه­ها[3] و سيکل­هاي حيات آنها مي­باشد.

چنين چارچوبي بايد نيازمندي­هاي سازمان­هاي مجازي و گريد را به طور کامل برطرف کند. براي مثال بايد قابليت جابجايي و همکاري منابع ناهمگون را فراهم آورد. همچنين بايد سرويس­هاي متداول نظير اعتبارسنجي و تبادل داده را انجام دهد.

در واقع OGSA محصول ترکيب معماري انعطاف پذير و جامعيت پوياي سرويس­هاي وب و معماري مقياس پذير و توزيع شده­ي گريد است. در ادامه به بررسي سرويس­هاي وب و OGSA خواهيم پرداخت.

1.6.1. سرويس­هاي وب

سرويس­هاي وب معماري مجتمعي هستند که طراحي شده اند تا به سيستم­هاي اطلاعاتي که به صورت مستقل اجرا مي­شوند اجازه دهند که با يکديگر تبادل اطلاعات داشته باشند. تعريف آنها در استانداردهاي W3C به طور کامل بيان شده است و شرکت­هاي بزرگي مثل IBM, Oracle و Microsoft به طور فعال بر آن نظارت دارند.

تعريف سرويس وب به اين صورت مي­باشد:

"وب سرويس يک بستر و يک بخش نرم­افزار مستقل از پياده سازي است که مي­تواند

·   به وسيله­ي زبان توصيف سرويس تعريف شود

·   توسط بخش ثبت سرويس­ها ثبت شود.

·   از طريق يک مکانيزم استاندارد درک و فهميده شود(هنگام اجرا يا طراحي)

·   از طريق يک واسط برنامه نويسي نرم­افزاري(API) و معمولا بر روي شبکه فراخواني شود.

·   با ساير سرويس­ها ترکيب شود"[8]

 

سرويس­هاي وب به دو دليل براي ما حائز اهميت است:

1.                   وظيفه­ي آنها در متصل کردن چند منبع اطلاعاتي به هم ديگر مشابه چيزي است که ما در گريد به آن نياز داريم. اين به هم پيوستگي براي بسياري از سيستم­هايي که قصد استفاده از بسته­ها و اجزاي مختلف را دارند اهميت ويژه­اي دارد.

2.                   پشتيباني شرکت­هاي مختلف از استاندارد­هاي سرويس­هاي وب, زبان­هاي توصيفي, بسترها و ابزارهاي توسعه­ي نرم­افزاري زيادي را در اختيار قرار مي­دهد. اين امکانات با در اختيار قرار دادن يک چارچوب استاندارد براي توصيف و ترکيب کردن سرويس­هاي وب و سرويس­هاي گريد به سرويس­هاي گريد اجازه توسعه­ي سريع را مي­دهد.

يکي از مشخصه­هاي مهم سرويس­هاي وب وجود زبان­هايي است که براي توصيف جنبه­هاي مختلف بخش­هايي است که بايد با هم مجتمع شوند و اين زبان کاملا مستقل از پياده سازي و تکنولوژي­هاي محيط است. اين زبان­ها به طور کلي به وسيله­ي XML Schema پياده سازي مي­شوند. براي مثال WSDL[4] براي توصيف وظايف و واسطه­هاي سرويس­هاي وب به کار مي­رود وWSIL[5] براي پشتيباني سيستم­هاي ساده ثبت و بازيابي سرويس­ها به کار مي­رود. درحال حاضر تعداد بسياري پيشنهاد براي بازنگري اين زبان وجود دارد تا امکاناتي مثل کيفيت سرويس, وضعيت سرويس و انواع داده پيچيده تري را به اين زبان اضافه گردد.

 

2.6.1.سرويس OGSA

سيستمي که بر اساس OGSA طراحي مي­شود ترکيبي از سرويس­­هاي گريد خواهد بود. هر سرويس گريد يک سرويس وب است که به وسيله WSDL تعريف مي­شود. نمونه­هاي توسعه يافته­اي از WSDL در حال تعريف شدن هستند تا مشخصه­هاي خاص گريد را به اين زبان بيافزايند. اين نسخه توسعه يافته­ي WSDL به نامGSDL [6] معروف است.

يک سرويس گريد بايد واسطه­هاي معيني را پياده سازي کند, سيکل حيات مشخصي داشته باشد و در اين سيکل حيات به وسيله­ي GSH[7] به طور يکتا قابل شناسايي باشد. مديريت سيکل حيات شامل يک مدل مرحله­اي است تا بتواند بر روي ملزومات سيستم محدوديت قرار دهد, هنگامي که اختلال جزيي[8] در سيستم رخ دهد از بروز نابودي داده­هاي دائمي جلوگيري کند و استقلال سيستم را تضمين کند.

يک سرويس گريد ممکن است که بعضي از مشخصه­هاي خود را از طريق عناصر داده سرويس (SDE) به نمايش گذارد. اين عناصر داده سرويس مي­توانند ايستا يا پويا باشند. آنهايي که ايستا هستند در طول سيکل حيات سرويس گريد ثابت مي­مانند. اطلاعات اين عناصر داده سرويس با استفاده از WSDL قابل فهم خواهد بود. آنهايي که پويا هستند براي نمايش وضعيت سرويس گريد به کار مي­روند. از اين عناصر داده سرويس معمولا براي آناليز سرويس­هاي گريد استفاده مي­کنند. براي مثال با استفاده از ابزارهاي خاصي کارايي سرويس, شناسايي خطاهاي پيش آمده و آناليز پيشرفت سرويس, محاسبه و تعيين مي­شود. عناصر داده سرويس با استفاده از XML Schema پياده مي­شوند و به سادگي قابل پرس و جو[9] مي­باشند.

در عناصر داده سرويس مکانيزم­هاي اخطار يک رويداد[10], ثبت و انتشار پشتيباني شده است و توابعي که در واسطه­هاي عناصر داده سرويس وجود دارند فقط اعتبار سنجي و ثبت و درک سرويس­ها مي­باشد.


3.6.1. تاريخچه OGSA

نويسندگان OGSA انتظار داشتند که اولين پياده سازي OGSA که بر روي Globus Toolkit 3 صورت گرفت تمام نيازمندي­هاي اين نرم­افزار را برطرف کند و تمام امکاناتي را که Globus Toolkit 2 فراهم کرده بود را نيز داشته باشد و در واقع نيز OGSA فرصت خوب و مناسبي براي طراحي دوباره تکنولوژيGlobus بود. اگر چه اين روش بسيار مفيد خواهد بود ولي تغييرات زيادي بايد از نظر معنايي در سيستم داده شود.

به خاطر اينکه سرمايه گذاري­هاي بسياري بر روي گريد­هاي قديمي انجام شده بود, به وجود آوردن يک تغيير اساسي در ساختار گريد باعث ايجاد نگراني در ميان اين شرکت­ها گشت. به همين دليل بايد نيرويي آنها را وادار مي­کرد که از اين تکنولوژي جديد استفاده کنند و آن را به عنوان پايه براي تکنولوژي­هاي بعد گريد در نظر گيرند. بحث بر پذيرفتن OGSA به عنوان پايه­ي تکنولوژي­هاي آينده­ي گريد به سه فاکتور اساسي وابسته مي­باشد: سياسي, بازرگاني و تکنولوژيکي.

از نظر سياسي, براي اينکه اين تکنولوژي فراگير باشد, کيفيت سرويس بالايي داشته باشد و تمام شرکت­هايي که بر روي گريد کار مي­کنند از اين استاندارد استفاده کنند, موسسه­ي eScience وظيفه­اي را بر عهده گرفت که شرکت­هاي مختلف را از لحاظ قانوني مجبور کند که اين استاندارد را رعايت کنند و در صورت تخلف مورد پي گرد قرار گيرند.

از نظر بازرگاني, ابزارهاي برنامه نويسي و يک بستر مناسب براي گريد در حال حاضر وجود ندارد و اين امر به اين دليل است که منابع موسسه­ي eScience در برابر تقاضاي بسيار زياد براي يک بستر کامل و استاندارد گريد ضعيف و اندک است. از آنجايي که ساخت چنين بستري به نيروي کار بالا و هزينه­هاي سنگين وابسته است شرکت­هاي تجاري مختلفي سعي در پشتيباني مالي اين پروژه دارند تا يک بستر استاندارد براي گريد پديد آيد.

 

از نظر تکنولوژيکي, OGSA به طور وسيعي به مهندسي نرم­افزار وابسته است. در حال حاضر بسته­هاي نرم­افزاري که براي گريد وجود دارد عموما زياد ساخت يافته نيستند و توسعه دهندگان اين سيستم­ها را دچار سردرگمي مي­کنند. اين عدم وجود ساختار منظم باعث افزايش هزينه نگهداري و توسعه­ي بستر گريد مي­شود.

به هر حال با تعريف GSDL­ها و استفاده­ي برنامه نويسان از آنها به گونه­اي اين مشکل کمتر احساس مي­شود و زبان استانداردي براي توسعه دهندگان پديد آمده است.

 

 

 

 

 


4.6.1. چالش­هاي پيش روي OGSA

براي اينکه استاندارد­هاي OGSA تامين شوند چالش­هاي زيادي وجود دارد. رسيدن به استانداردهايي که در تمام نقاط دنيا پذيرفته باشند براي مجتمع کردن سرويس­هاي وب و گريد يکي از واضح ترين و مهم ترين چالش­ها است. ما در اين قسمت بر روي مشکلات فني تر تمرکز خواهيم کرد.

·     انواع ابتدايي[11] مختلف که براي نرم­افزارهاي کاربردي علمي استفاده مي­شوند بايد در يک XML Schema تعريف شده و به وسيله­ي تمام گريد­هاي تعريف شده در دنيا مورد قبول واقع شوند, در غير اين صورت هر شبکه­اي از استاندارد­هاي خود استفاده کرده و هماهنگ کردن آنها مقدور نخواهد بود.

·     دقت زيادي در تعريف GSDL­ها بايد وجود داشته باشد تا اين سرويس­ها به صورت جامع و مانع تعريف شده و نيز استفاده­هاي فزاينده­ي آينده از اين زبان را نيز پشتيباني کند.

·     بستر­هاي استانداردي نياز است که بر روي آنها سرويس­هاي گريد و نرم­افزارهاي کاربردي پياده شوند.

·     بستري براي اعلان خطا­هاي سيستم(شامل کشف خطا, گزارش آن, نحوه برطرف کردن خطاهاي جزيي و غيره) و پاسخ گويي به آنها بايد ايجاد شود.

·     بستري براي مديريت و توسعه. اين بستر امکاناتي را در اختيار قرار خواهد داد تا به وسيله آن­ها رفتار گريد را مديريت کرده و نيز توانايي افزودن,حذف و ويرايش سرويس­هاي گريد را به صورت پويا داشته باشيم.

·     سرويس­هاي هماهنگ کننده­اي بايد پياده سازي شوند که بتوانند سرويس­هاي مختلف گريد را با يکديگر هماهنگ کنند.

·     روش­هاي تست يکي از اساسي ترين نياز­هايي هستند که به عنوان معيارهايي از کارايي گريد بايد تعريف شده و پياده سازي شوند.

·     پشتيباني از گريد­هاي متحرک[12] که به طور نا پيوسته به شبکه متصل مي­شوند و نوعي تبادل اطلاعات نامعتبر(به دليل وجود ارتباط غير قابل اطمينان) دارند يکي ديگر از چالش­هاي پيش روي گريد است.

 

در حال حاضر اين چالش­ها در برابر معماري کلاسيک گريد قرار دارند که گروه­هاي فعال در مجمع گريدهاي عمومي[13] آنها را در نظر دارند. OGSA يک چهارچوب مناسب را فراهم مي­کند که اين چالش­ها را مورد توجه قرار داده است. براي مثال واسط­هايي را در اختيار قرار مي­دهد تا بتوان GSDL­ها را تعريف کرد.



[1] Open Grid Services Architecture

[2] Identification

[3] Sessions

[4] Web Service Description Language

[5] Web Services Inspection Language

[6] Grid Services Description Language

[7] Grid Service Handle

[8] Partial Failure

[9] Query

[10] Event Notification

[11] primitive

[12] mobile

[13] Global Grid Forum

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:48  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

محيط گريد(قسمت 5)

5.1. ارتباط گريد با ساير تکنولوژي­ها

مفهوم به اشتراک گذاري پويا و کنترل شده در داخل سازمان­هاي مجازي بسيار پايه­اي است به طوري که ما مي­توانيم تصور کنيم که تکنولوژي­هاي مانند گريد بايد هم اکنون به صورت گسترده­اي نصب شده باشند. در عمل ما مي­بينيم که فقط تعداد کم و ناکافي راه حل براي مشکلات سازمان­هاي مجازي وجود دارد. به طور خلاصه, راه حل­هاي موجود براي سيستم­هاي توزيع شده نمي­توانند يک چارچوب مناسب و کلي پديد آورند که تمام نيازمندي­هاي سازمان­هاي مجازي براي به اشتراک گذاري منابع را پاسخ دهد. تکنولوژي­هاي گريد با فراهم سازي چنين راه حل کلي خود را از ساير تکنولوژي­ها متمايز کرده اند. در زير تکنولوژي­هايي که گريد مي­تواند براي رسيدن به هدف خود از آنها استفاده کند ذکر شده است.

 

1.5.1. سرويس جهاني وب

تکنولوژي­هاي وب به خاطر گستردگي و مقبوليت عام گزينه­ي مناسبي براي استفاده در گريد و حل مشکلات سازمان­هاي مجازي مي­باشند. به همين خاطر مي­توان از آنها در ساخت بستر براي سازمان­هاي مجازي استفاده کرد. با وجود اينکه اين فن آوري مدلي بسيار قوي براي استفاده در سيستم­هاي مجري-مشتري است, که هم در وب و هم در گريد کاربرد دارد, فاقد مشخصه­هاي قدرتمند تري هستند که براي ساخت سازمان­هاي مجازي نياز است. براي مثال مرورگر­هاي وب براي تاييد اعتبار کاربران عموما از TLS[1] استفاده مي­کنند و نمي­توانند سيستم تک وروده[2] يا جانشيني[3] را پشتيباني کنند.

بدين منظور بايد گام­هايي برداشته شود تا گريد و وب را با همديگر مجتمع سازد. براي مثال GSI[4] که خود مدل توسعه يافته­اي از TLS است قابليت تک وروده را پشتيباني مي­کند و اگر بتواند با وب مجتمع شود مي­تواند اين قابليت را به وب اضافه نمايد. همين طور اگر  GSI قابليت جانشيني خود را به وب بيافزايد, وب ابزار بسيار مناسبي خواهد بود تا به عنوان درگاه سازمان­هاي مجازي مورد استفاده قرار گيرد تا واسطه­هاي بسيار کم حجم و کوچکي را بر روي نرم­افزار­هاي کاربردي حجيم قرار دهد.

 

2.5.1. فراهم کنندگان سرويس­هاي ذخيره سازي اطلاعات و نرم­افزارهاي کاربردي

فراهم کنندگان سرويس­هاي نرم­افزارهاي کاربردي و سرويس­هاي ذخيره سازي و ساير شرکت­هاي ميزباني مشابه, پيشنهاد مي­دهند که بعضي از نرم­افزارهاي کاربردي مهندسي و تجاري و نيز فضاي ذخيره سازي را به صورت اجاره­اي در اختيار مشتري­ها قرار دهند. مشتري و فروشنده بر روي سطح سرويس و نوع سخت­افزار و نرم­افزار مورد نظر به توافق مي­رسند. همچنين سطحي از امنيت که بايد توسط سرويس دهنده تضمين شود مشخص مي­شود.

مجتمع سازي تکنولوژي گريد با اين سرويس دهنده­ها محدوده­اي وسيع تر و غني تر از امکانات به­وجود مي­آورد. براي مثال, سرويس­ها و پروتکل­هاي استاندارد گريد مي­توانند براي جداسازي سخت­افزار و نرم­افزار از يکديگر به کار روند. يک مشتري مي­تواند با يک سرويس دهنده به توافق رسيده و منبعي را با مشخصات لازم در اختيار گرفته, سپس آن را در شبکه قرار دهد. در اين صورت منبعي که توسط اين سرويس دهنده در اختيار مشتري قرار گرفته, بر طبق پروتکل­هاي گريد و تحت امنيت پروتکل­هاي گريد به اشتراک گذاشته مي­شود.

 

3.5.1. سيستم­هاي محاسباتي حرفه اي

تکنولوژي­هاي توسعه نرم­افزاري مثل CORBA,EJB[5],J2EE [6] و DCOM سيستم­هايي هستند که براي ساخت نرم­افزارهاي توزيع شده طراحي شده­اند. آنها مي­توانند واسطه­هاي استانداردي براي منابع تعريف کنند, متدها را از راه دور صدا بزنند(RMI) و منابع را در داخل يک سازمان خاص به اشتراک گذارند. هرچند که هيچ کدام از اين­ها جزو نيازمندي­هايي که از قبل براي سازمان­هاي مجازي تعريف کرديم نيستند. ولي در پياده سازي گريد مي­توان از آنها استفاده کرد. براي مثال در CORBA مي­توانيم يک شئي پياده سازي کنيم که با استفاده از GSI عمليات برقراري امنيت بين سازمان­ها را مديريت کند. مي­توانيم شيئي بسازيم که با منابع موجود در گريد به تبادل اطلاعات پرداخته تا کنترل يک يا چند منبع را در داخل يک سازمان مجازي بر عهده بگيرد.

در تمام اين حالات استفاده از پروتکل­هاي گريد قابليت­هاي توسعه يافته­اي را در اختيار قرار مي­دهد (مثل امنيت بين واحدهاي سازماني مختلف) و امکان برقراري ارتباط با ديگر تکنولوژي­ها (غير از CORBA) فراهم مي­آورد.

 

4.5.1. محاسبات همرده و اينترنت

محاسبات همرده (همان طور که در نرم­افزارهايي مثل Napster و Gnutella وجود دارد) و محاسبات اينترنتي(مثل سيستم­هاي Entropia) نمونه­هاي عمومي تري از سيستم­هاي کلاسيک مشتري-مجري هستند. امکاناتي از قبيل به اشتراک گذاري و ساختار محاسباتي موجود در اين نرم­افزار­ها بسيار به آنچه که ما در گريد بدان نيازمنديم نزديک است.

در عمل, تمرکز بر روي اين دو محدوده هيچ همپوشاني مهمي با يکديگر ندارد و دليل اين اتفاق اين است که توسعه دهندگان اين سيستم­ها بيشتر سعي داشتند راه حل­هايي پيدا کنند که پروتکل­هايي را براي نرم­افزار خود پديد آورند نه اينکه يک پروتکل عمومي پديد آورند که به وسيله­ي ساير نرم­افزار­ها نيز مورد استفاده واقع شود.

همان طور که اين نرم­افزارهاي کاربردي پيچيده تر و احتياج به همکاري بين منابع روشن تر مي­شود, همگرايي بيشتري بين محاسبات همرده, اينترنت و گريد به وجود مي­آيد.




[1] Transport Layer Security

[2] Single Sign-on

[3] Delegation

[4] Grid Security Infrastructure

[5] Enterprise Java Beans

[6] Java 2 Enterprise Edition

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:46  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

محيط گريد(قسمت 4)

4.1. تعريف سازمان­هاي مجازي

چهار سناريوي زير را در نظر بگيريد

  1. يک شرکت قصد تصميم گيري درباره­ي ساخت يک کارخانه­ي جديد را داشته که نياز به پيش بيني­هاي مالي بسيار مهمي دارد. اين پيش بيني­ها بر اساس سابقه­هاي ثبت شده در پايگاه­هاي داده­ي نا متمرکز شرکت انجام خواهند پذيرفت.
  2. يک ائتلاف صنعتي سعي در انجام مطالعات امکان سنجي پروژه­اي را دارد که طراحي­هاي نسل آينده­ي هواپيما­ها را انجام خواهد داد. مسلما چنين طراحي نياز به محاسبات پيچيده, دقيق و شبيه­سازي­هاي گوناگوني دارد.
  3. يک تيم مديريت بحران براي بررسي باران­هاي شيميايي نياز به محاسبه نحوه و ميزان گسترش محدوده­ي فاجعه با استفاده از آب و هواي محلي و خاک دارد. همچنين بايد خسارات احتمالي محاسبه شده و تدابير امنيتي لازم انديشيده شود و مقدار تجهيزات لازم براي مقابله با آن تعيين شود تا کمترين خسارت به محدوده وارد شود.
  4. هزاران فيزيکدان در آزمايشگاه­ها و دانشگاه­هاي خود از سراسر دنيا گردهم آمده اند تا با استفاده از حجم­هاي بسيار بالاي داده مدلي براي سيارات و ستارگان جهان طراحي کنند.

 

اين مثال­ها از جنبه­هاي بسياري با هم متفاوت هستند: تعداد و انواع کاربران شرکت کننده در عمليات, انواع فعاليت­ها, مقياس و محدوده­ي فعل و انفعالات و منابع مشترک. اما در بسياري از نقاط هم اشتراک دارند همان طور که در ادامه توضيح داده مي­شود(شکل 3).

در همه­ي اين حالات تعدادي شرکت کننده­ي غير قابل اعتماد مقداري از منابع خود را به اشتراک مي­گذارند تا وظيفه­اي را انجام دهد. اما به اشتراک گذاشتن فقط به معني استفاده از اطلاعات يکديگر نيست بلکه گاهي اوقات معني استفاده مستقيم از منبع و در اختيار گرفتن کنترل آن به طور کامل مي­باشد.

به اشتراک گذاشتن منابع شرطي است؛ به اين معني که هر فرد موقعي که يک منبع را به اشتراک مي­گذارد مشخص مي­نمايد که اين منبع در چه مواقعي و چه مکاني قابل استفاده است و چه کاري مي­تواند انجام دهد. براي مثال يک شرکت کننده در سازمان مجازي P در شکل 3 مي­تواند به ساير شرکت کنندگان همان سازمان مجازي اجازه دهد که فقط مسائل ساده را بر روي رايانه­ي وي اجرا کنند. مصرف کنندگان نيز مي­توانند بر روي منابعي که مي­خواهند در اختيار بگيرند محدوديت قرار دهند, براي مثال شرکت کننده­اي در سازمان مجازي Q درخواست داده­هايي را ميکند که فقط با عنوان امن تاييد شده باشند. که البته قرار دادن چنين محدوديت­هايي مستلزم تعريف کردن قراردادهايي به عنوان اصول امنيت مي­باشد.

 

به اشتراک گذاشتن منابع مي­تواند حالت پويا داشته باشد و طي دوره­هاي زماني تغيير يابد. شرکت کنندگان و به تبع آن منابعي که به آنها اختصاص يافته مي­توانند حذف شوند, يا به محيط اضافه شوند يا دسترسي­هاي آنها تغيير يابد.

روابط بين منابع مشترک هميشه به صورت مشتري-مجري نيست بلکه گاهي مي­تواند همرده[1] باشد يعني جاي مشتري و مجري به تناوب تغيير يابد. اين به اشتراک گذاشتن منابع مي­تواند در هر زير مجموعه­اي از شبکه قرار بگيرد و بين تعداد خاصي از منابع به وقوع افتد.

اين روابط مي­توانند با هم ترکيب شوند تا در رسيدن به هدف خاصي همکاري­هاي لازم را به انجام رسانند. منابع مورد استفاده مي­توانند متعلق به سازمان­هاي متفاوتي باشند که توسط يکديگر استفاده مي­شوند.

يک منبع ثابت مي­تواند بسته به محدوديت­هايي که بر رويش قرار مي­گيرد و هدف از پيش تعيين شده با روش­هاي مختلفي استفاده گردد. براي مثال يک رايانه مي­تواند فقط براي اجراي قسمت خاصي از يک نرم­افزار به اشتراک گذاشته شود, در حالي که در حالت ديگري مي­تواند به مديريت يک پروژه­ي بزرگ اختصاص يابد. به خاطر عدم وجود اطلاعات قبلي درباره­ي نحوه­ي استفاده از يک منبع, مقدار کارايي, انتظارات و محدوديت­ها (که کلا به نام کيفيت سرويس معروف هستند) بايد جزيي از شرايطي باشند که براي يک منبع و يا نحوه­ي استفاده از آن در نظر گرفته مي­شود.

 

اين مشخصه­ها و نيازمندي­ها چيزي را تعريف مي­کنند که به آن سازمان مجازي مي­گوييم, مفهومي که به اعتقاد ما يکي از کليدي ترين مفاهيم موجود در گريد خواهد بود. سازمان­هاي مجازي به گروه­هاي مختلف سازماني يا اشخاص اجازه خواهد داد که منابع خود را در يک روند کنترل شده به اشتراک گذارند.


 



[1] Peer-to-peer

پایان قسمت۴

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:45  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

محيط گريد(قسمت 3)

5.3.1. امنيت

به­طور کلي در محيط شبکه که اطلاعات به­ صورت اشتراکي در اختيار قرار مي­گيرد مسئله تامين امنيت موضوعي است که بايد در نظر گرفته شود. در گريد تجهيزات و منابع زيادي مانند کامپيوترهاي گران قيمت، تجهيزات حساس و باارزش و اطلاعات محرمانه­اي وجود دارند که بايد در برابر دسترسي­هاي غير مجاز محافظت شوند.

حتي در محيط­هايي که احتمال خرابکاري وجود ندارد نيز بايستي اين مسئله مد نظر قرار گيرد. چرا که ممکن است دسترسي به اطلاعات غير مجاز و يا انجام عمليات مخرب بصورت نا خواسته توسط کاربران يا نرم­افزار­هاي کاربردي انجام شود. اين سرويس ميان­افزار هسته اي, وظيفه ايجاد امنيت براي استفاده از منابع موجود را برعهده دارد.

به هر حال دسترسي و استفاده از منابع با يک درخواست از طرف کامپيوتر مبدا انجام مي­شود اين درخواست ممکن است مربوط به يک کاربر، يک منبع و يا يک پردازه باشد. ارتباط اين درخواست­ها با منابع مي­تواند بصورت منبع به کاربر، کاربر به منبع، پردازه به منبع و پردازه به پردازه باشد که سيستم بايد اطلاعات کاملي از هر جفت از موارد فوق مربوط به محيط گريد در اختيار داشته باشد تا با استفاده از آنها مشخص کند که آيا يک درخواست مجاز هست به يک منبع خاص دسترسي داشته باشد يا خير.

اين سرويس براي ايجاد امنيت در سطح گريد از يک معماري دوسطحي استفاده مي­کند.

در سطح اول مسائلي مانند تعيين هويت، کنترل دسترسي­ها، جامعيت، مجوز و رمزگشايي انجام مي­شود و درسطح دوم پيگيري در حال اجراي پردازه­ها انجام مي­شود تا از انجام هرگونه عمليات مخرب جلوگيري شود.

به­طور کلي وظايف اين سرويس را مي­توان بصورت زير خلاصه نمود:

-        تعيين هويت

براي تعيين هويت کاربر­هاست تا مشخص شود که معتبر هستند يا خير.

-        مجوز

براي اطمينان از اينکه کاربرهاي مجاز تنها به منابع مشخص شده براي آنها دسترسي پيدا مي­کنند.

-        جانشيني

براي اينکه به سيستم اجازه داده شود تا بتواند مجموعه­اي از عمليات را براي يک کاربر که هنوز در سيستم معرفي نشده انجام دهد.

-        تک ورود

سيستم بايد اين امکان را داشته باشد که وقتي يک کاربر يک بار براي استفاده از يک منبع وارد سيستم شد براي استفاده از منابع ديگر که از نظر مجوزهاي استفاده شبيه به اين منبع هستند، نياز به ورود مجدد نباشد.

-        ارتباط امن

براي ضمانت کردن جامعيت و محرمانگي در ارتباطات.

 

6.3.1.کيفيت سرويس

برخي از نرم­افزارهاي کاربردي گريد طوري هستند که براي دريافت سرويس يا به عبارت ديگر براي اجرا شدن نياز دارند که سرويس­هاي ارائه شده در محيط با محدوديت­ها و معيارهاي خاصي ارائه شوند. به عنوان مثال يک برنامه بلادرنگ[1] نياز دارد که منابع مورد نيازش حتما در محدوده زماني مشخص به آن تخصيص داده شده و سرويس­ها بتوانند در زمان مشخص سرويس خود را ارائه کنند و يا برنامه ديگري ممکن است نياز داشته باشد که سطح خاصي از پوشيدگي مربوط به عملکرد آن در حين اجرا در اختيارش قرار گيرد.

 در مورد اطلاعات پيوسته مانند چند رسانه­اي­ها هم مسئله کيفيت سرويس مطرح مي­شود و سيستم بايد بتواند اطلاعات چند رسانه­اي را که ترکيب صدا و تصوير هستند با کيفيت قابل قبول ارسال و دريافت نمايد. مثلا تصوير دريافتي بايد با صدا هماهنگ باشد. وجود مسائلي از اين قبيل باعث مي­شود که سيستم تمهيداتي را براي ارائه سرويس­هاي مورد نظر در نظر بگيرد.

 فاکتورهاي کيفيت سرويس براي منابع مختلف متفاوت است. مثلا در مورد پردازنده درصد بکارگيري آن مطرح است. در مورد منابع ذخيره سازي اطلاعات و ديسک­ها، ظرفيت در مورد منابع شبکه سرعت انتقال اطلاعات و غيره مطرح است.

در محيط گريد يک نرم­افزار کاربردي بايد فاکتورها و پارامترهاي کيفيت سرويس را در مورد منابع مورد نياز مشخص کند. بعد از آن سرويس کنترل کيفيت از عمليات زير براي ارائه سرويس استفاده مي­کند.

رزرو کردن منابع

 سيستم بايد با استفاده از مکانيزمي به سرعت منابع مورد نياز را براي يک نرم­افزار کاربردي خاص رزرو نمايد به­خصوص در مورد منابع کمياب در محيط گريد.

 

-        سياست­هاي رزرو

 سيستم بايد با استفاده از مکانيزمي محدوديت­ها و سياست­هاي اعمال شده روي منابع از طرف مالک آنها را در نظر بگيرد. اين محدوديت­ها مشخص مي­کنند که چه کسي، چه وقت و چگونه مي­تواند به منابع اين دامنه دسترسي داشته باشد. سيستم با استفاده از اين اطلاعات و محدوديت­هاي کيفيت سرويس موجود مي­تواند منبع مناسب را رزرو نمايد.

-        پروتکل مورد توافق

سيستم بايد اين اطمينان را به­ وجود بياورد که کيفيت سرويس ارائه شده به يک مشتري در طول زمان سرويس دهي همان است که وي انتظار آن را داشته و سيستم با استفاده از اين پروتکل اين کار را انجام مي­دهد.

 

-        امنيت

سيستم بايد از ورود کاربران غير مجاز جلوگيري کرده و سياست­هايي براي جلوگيري از اعمال تغييرات در مخازن داده­اي که حاوي اطلاعات تجهيزات رزرو شده، سياست­ها و اطلاعات پروتکل مورد توافق است در نظر بگيرد.

 

-        سادگي کيفيت سرويس

 

اعمال سياست­هاي کيفيت سرويس براي يک پردازه بايد حتي الامکان طوري انجام شود که در صورتي­که امکان ارتقاي فاکتورهاي کيفيت سرويس وجود داشت، اين کار با حداقل تغييرات ممکن صورت گيرد. هرچند که در عمل اين کار بسيار مشکل است. به دليل اينکه نياز به پيش­بيني وضعيت آينده سيستم دارد.

-        مقياس پذيري

روش انتخاب شده براي کيفيت سرويس بايد طوري باشد که بتوان از آن براي تعداد زيادي از موجوديتهاي محيط گريد استفاده نمود.

 




[1] Real Time

پایان قسمت ۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:41  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

محيط گريد(قسمت 2)

 

2.1. شرح وظايف ميان­افزار هسته­اي گريد در جهت ايجاد محيط­هاي گريد

شرح وظايف يا عملياتي که اين ميان­افزار انجام مي­دهد به شرح زير است:

1.2.1.کشف منابع و ثبت وضعيت

سرويس اطلاعاتي گريد بايد در مورد منابع موجود در گريد که سرويس ارائه مي­کنند اطلاعات جمع آوري نمايد. اين اطلاعات، اطلاعات ماندگاري در مورد سرورهاي موجود است. اين سرورها براي فعال کردن سرويس­ها و برنامه­هاي موجود در گريد مديريت مي­شوند. در واقع وقتي قرار است يک برنامه در محيط گريد به اجرا در آيد لازم است که به­صورت موازي در سراسر محيط گريد توزيع شود. در اين حالت کامپيوتر مبدا بايد از امکانات و منابع موجود در گريد با اطلاع باشد يعني اطلاعات سرورهاي موجود را در اختيار داشته باشد تا بتواند به آنها مرتبط شده و از سرويس­هاي آنها استفاده نمايد.(در اينجا منظور از سرور ماشين سرور نيست بلکه منظور از سرور سرويس دهنده نرم­افزاري است که بوسيله يک شناسه مورد شناسايي قرار مي­گيرد). بنابراين يکي از وظايف ميان­افزار هسته­اي گريد جمع آوري و ذخيره­سازي اطلاعات در مورد منابع موجود در گريد است.

در اين قسمت به­طور کلي مراحل زير انجام مي­شود:

-        تهيه مشخصات تعيين شده در مورد منابع موجود در گريد به همراه هدف مربوط به هر منبع.

-        تهيه اطلاعات مربوط به وضعيت منابع.

 

2.2.1.زمان بندي[1] منابع

وقتي قرار است يک فعاليت در محيط گريد انجام شود، به دليل وجود مسائلي همچون زمان پاسخگويي، کارايي[2] وغيره مي­بايست منابع در دسترس برنامه ريزي، زمان بندي و هماهنگ شوند. تا بتوانيم وظيفه مورد نظر را در زمان مناسب و با کيفيت در نظر گرفته شده اجرا نماييم. به عبارت ديگر به­کارگيري منابع براي همکاري با يکديگر مثلا جهت عمليات موازي يا پردازه­هاي چند سطحي نياز به هماهنگي زيادي بين عناصر موجود در گريد دارد. در اينجا در واقع کامپيوتر مبدا از نظر زمانبندي صرفا مي­تواند منابع مورد نياز را رزرو نمايد.

 

3.2.1. دسترسي يکسان به منابع محاسباتي

در بين منابع موجود در گريد تفاوت­هاي زيادي وجود دارد. اين تفاوت­ها نبايد روي نحوه دسترسي به منابع تاثير بگذارند. يعني اگر بخواهيم يک نرم­افزار کاربردي بصورت قابل حمل در گريد مورد استفاده قرار گيرد بايد محيطي يکنواخت براي اجراي آن ايجاد نماييم که يکي از ويژگي­هاي اين محيط يکنواخت که کاربر و برنامه نويس و نرم­افزار کاربردي احساس مي­کنند امکان دسترسي يکسان به منابع کامپيوتري موجود درگريد است.

 

4.2.1. دسترسي يکسان به داده

يکي از اهداف ايجاد گريد امکان دسترسي به حجم وسيعي از منابع ذخيره سازي اطلاعات است. ولي مسئله اين است که باز هم بايد نرم­افزار­هاي کاربردي قابل حمل داشته باشيم به­طوري­که بتوانند به داده­هاي مورد نظر خود با روشي يکسان دسترسي پيدا کنند. يعني اين دسترسي بايد مستقل از تمام وابستگي­هاي داده­اي در محيط گريد باشد. علاوه بر اين امروزه سرويس­هاي دسترسي به داده­ها در گريد داده­ها را بوسيله نام شناسايي مي­کنند.

 

5.2.1. ارتباطات امن و تاييد اعتبار کاربران

يکي ديگر از وظايف ميان­افزار هسته­اي گريد اين است که اعتبار و سنديت درخواست­هاي رسيده را مشخص نموده، مجوز آنها را بررسي کرده آن­ها را رمز گشايي ­و در مورد يک سرويس معين بررسي کند. اين کار با استفاده از مدل­هاي امنيتي، پروتکل­ها و تکنولوژي­هاي برقراري ارتباط انجام مي­شود. در واقع اين سرويس مسائل امنيتي را براي محيط گريد فراهم مي­کند. در واقع هر کامپيوتر موجود در محيط بايد قبلا تاييد اعتبار شده باشد تا بتواند از امکانات گريد استفاده نمايدکه اين کار براي جلوگيري از نفوذ و خرابکاري درون کامپيوترها ضروري است.

3.1. بررسي سرويس­هاي ارائه شده توسط ميان­افزار هسته­اي گريد

اين ميان­افزار براي انجام وظايف خود سرويسهاي مختلفي را شامل مي­شود که عبارتند از:

1. مديريت راه دور پردازه­ها

2. تخصيص منابع

3. دسترسي به منابع ذخيره سازي

4. کشف و ثبت منابع

5. امنيت

6. کيفيت سرويس

7. رزرو کردن منابع


1.3.1. مديريت راه دور پردازه­ها

در محيط شبکه و ارتباطات شبکه­اي ارتباط کامپيوتر­ها از طريق ارسال و دريافت پيام انجام مي­شود. بنابراين اين پيغام­ها بايد به نوعي مديريت و کنترل شوند. يک کامپيوتر ممکن است درخواست­هاي زيادي از ساير کامپيوترها بصورت مستمر دريافت کند. پس بايد با روشي مثل صف بندي پيام­ها آنها را نگهداري کرده, درخواست­ها را پردازش نموده و پاسخ را به درخواست کننده ارسال نمايد.

اين سرويس از ميان­افزار هسته­اي گريد وظيفه دارد عمليات برقراري ارتباط جهت ارسال و دريافت پيام، عمليات همگام سازي ارتباطات، انتقال داده­ها، عمليات ضبط و نگهداري وقايع را انجام داده و امکان مشاهده و پيگيري درخواستها و وقايع را فراهم نمايد.

 

2.3.1. تخصيص منابع

در يک تعريف خيلي ساده محاسبات گريد عبارتست از استفاده از چندين منبع کامپيوتري مثل کامپيوتر، داده، I/O، تجهيزات و غيره براي حل يک مسئله بزرگ به­طوري­که اين مسئله قابل انجام توسط يک منبع تکي نباشد[5].

همانطور که مي­دانيم در محيط يک کامپيوتر تک که از منابع محلي براي اجراي برنامه­ها استفاده مي­کند هنگام اجراي يک برنامه بايد منابع کامپيوتر مثل حافظه، پردازنده، منابع ذخيره سازي داده، ورودي-خروجي و... در اختيار آن قرار گرفته (به آن تخصيص داده شده ) و اين منابع مديريت شوند. مثل مديريت حافظه.

در محيط گريد نيز وقتي يک برنامه مي­خواهد اجرا شود بايد منابع مورد نيازش را در اختيار گيرد. به­عنوان مثال يک برنامه ممکن است به 400 پردازنده براي اجرا نياز داشته باشد. درواقع بايد سيستم مجموعه­اي از منابع را به­طور همزمان در اختيار يک نرم­افزار کاربردي قرار داده و آنها را مديريت نمايد. مسلما مديريت منابع در اين حالت با حالت کامپيوتر تک متفاوت است. چرا که مجموعه­اي از تجهيزات و منابع بايد باهم همکاري کنند و به­طور همزمان در اختيار برنامه قرار گيرند. وظيفه اين سرويس, تخصيص منابع مورد نياز يک برنامه جهت اجرا در محيط گريد و مديريت اين منابع مي­باشد.

تخصيص منابع توسط اين سرويس در سه فاز بصورت زير مي­تواند انجام شود.

-        فاز تخصيص : که در آن منابع کامپيوتري مورد نياز را در اختيار گرفته و اشياي مختلف مورد نياز ايجاد مي­شوند.

-        فاز پيکربندي : که در آن نرم­افزار کاربردي مورد نظر مقدار دهي و آماده اجرا مي­شود.

-        فاز کنترل و پيگيري : که در حين اجراي برنامه انجام مي­شود. دراين فاز عمليات کنترل تجهيزات و منابع تخصيصي و نمايش اطلاعات مورد نياز برنامه در حال اجرا انجام مي­شود.

 

3.3.1. دسترسي به منابع ذخيره سازي

در محيط گريد برخي از برنامه­ها با حجم وسيعي از اطلاعات سر و کار دارند که بايستي اولا بتوانند منابع لازم جهت ذخيره سازي اين اطلاعات را در محيط گريد در دسترس داشته باشند و ثانيا در مواقع نياز بتوانند به اين اطلاعات دسترسي پيدا کنند. همان­طور که قبلا نيز اشاره شد يکي از ضروريات محيط گريد ايجاد يک محيط يکنواخت و شفاف براي کاربرها و نرم­افزار­هاي کاربردي است يعني نرم­افزار­هاي کاربردي بايد شبيه به منابع محلي خود به اطلاعات مورد نياز خود دسترسي پيدا کنند.

وظيفه اين سرويس پديد آوردن امکاناتي جهت رسيدن به اين هدف است. يکي از ابزارهاي مناسبي که در اين بخش استفاده مي­شود يک ميان­افزار به­نام فروشنده منابع گريد[3] است که اين ميان­افزار امکاناتي را فراهم مي­کند تا نرم­افزار­هاي کاربردي بتوانند به سادگي به اطلاعات مورد نياز خود که درون منابع ذخيره سازي مختلف در سطح گريد ذخيره شده اند، دسترسي پيدا کنند.

فروشنده منابع گريد به طور خلاصه سه وظيفه­ي مهم جمع­آوري و مديريت فايل­ها, مديريت دادگان و کنترل دسترسي فايل­ها و دادگان را به عهده دارد.

 

4.3.1.کشف و ثبت منابع

در محيط گريد سرويس تخصيص منابع که زمان­بندي را انجام مي­دهد, نياز دارد بداند که در حال حاضر چه امکاناتي از محيط را مي­تواند رزرو کرده و به برنامه­ها تخصيص دهد. اين سرويس که سرويس­هاي اطلاعاتي را در محيط انجام مي­دهد، وظيفه دارد در محيط گريد به جستجو پرداخته و اطلاعات به روز از منابع موجود مانند اطلاعات مربوط به افراد، نرم­افزارها، سرويس­ها، شبکه و سخت­افزارهاي فعال قابل استفاده و به­طور کلي موجوديت­هاي محيط را جمع آوري و نگهداري نمايد. اين سرويس به نوعي عمليات سرويس پوشه­ها [4]و نام دهي[5] را در محيط انجام مي­دهد.

 

 

 




[1] Scheduling

[2] Performance

[3] Storage Resource Broker(SRB)

[4] Directory service

[5] Naming

پایان قسمت ۲

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:39  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  | 

محيط گريد(قسمت 1)

 

گريد نوعي سيستم نامتمرکز و موازي است که امکان به اشتراک گذاشتن و انتخاب منابع ناهمگون, خودمختار و توزيع شده از نظر جغرافيايي را به صورت پويا و در زمان اجرا و با ملاحظاتي نظير کارايي, در دسترس بودن, هزينه و کيفيت سرويس فراهم مي­نمايد.

سيستم­هاي گريد را مي­توان به سه دسته­ي گريد محاسباتي, گريد سرويس و گريد داده­اي تقسيم بندي کرد[9].

1.1. معماري گريد

همانطور که گفته شد هدف گريد ايجاد محيطي است تا کامپيوترها بتوانند به آساني به منابع موجود در ساير کامپيوترها دسترسي پيدا کرده و از آنها استفاده نمايند. ولي ايجاد چنين ساختاري به جهت وجود ناهمگوني بين کامپيوتر­ها کار بسيار مشکلي است.

محيط گريد مملو از تجهيزاتي است که با تکنولوژيهاي مختلف نرم­افزاري و سخت­افزاري کار مي­کنند. کامپيوترهاي مختلفي مانند سرورها، ابر رايانه­ها، رايانه­هاي شخصي معمولي، ابزار و منابع ذخيره سازي اطلاعات با ساختارهاي مختلف، تجهيزات مهندسي مثل تلسکوپ و....

کامپيوترها سخت­افزار خاص خود را دارند و از سيسستم عامل مخصوص به خود استفاده مي­کنند. يک کامپيوتر با Windows کار مي­کند ديگري يک Mainframe است که سيستم عامل VAX روي آن قرار دارد و اطلاعات را با روش سخت­افزاري تعريف شده, ذخيره و پردازش مي­کند و کامپيوتر ديگر يک سرور است که سيستم عامل Novell روي آن اجرا مي­شود، نرم­افزارهاي کاربردي در محيط و سکوي[1] خاص خود ايجاد شده و اجرا مي­شوند. کامپيوترها در شبکه­هاي مختلف با سياست­هاي مديريتي خاص، پيکربندي­ها و پروتکل­هاي مختلف کار مي­کنند.

 در واقع هدف گريد در برخورد با چنين محيطي تبديل اين محيط به يک محيط يکنواخت است که در آن کامپيوترها بتوانند باهم ارتباط برقرار کرده، پيغام­هاي يکديگر را بفهمند و درخواست­هاي رسيده را پاسخ دهند. کليه کاربران محيطي همگن و يکنواخت را ببينند و احساس کنند. يعني هر کاربر يا نرم­افزار کاربردي بتواند با يک روش مشخص به منابع مورد نياز خود دسترسي پيدا کرده و از آنها استفاده کند و تمامي دغدغه­هاي موجود مانند مشکلات ارتباطي، غير همگون بودن کامپيوترها و غيره از ديد او پنهان بماند. مسلما براي دستيابي به اين محيط همگن و يکنواخت تغيير دادن و يکي کردن کامپيوترهاي موجود در دنيا عملي نشدني است. پس بايد با روشهاي ديگري اين کار انجام شود.

يعني بايد بتوانيم يک محيط انتزاعي همگن از تجهيزات و منابع کامپيوتري موجود بسازيم. که در آن کامپيوتر­ها بر اساس يک قانون يا پروتکل با هم ارتباط برقرار نمايند. به عبارت ديگر يک ماشين مجازي ايجاد کرده و در اختيار کامپيوترها و استفاده­کنندگان از آنها قرار دهيم تا سيستم­هاي مختلف بدون دغدغه ناهمگون بودن امکانات و تجهيزات بتوانند با يکديگر تبادل داده انجام دهند. در همين راستا ميان­افزارهايي طراحي شده و در اختيار کاربران قرار گرفته است.

براي محيط گريد ساختاري بصورت شکل 2 در نظر گرفته شده است.

اين ساختار چند لايه­اي انتظارات ما از يک محيط يکنواخت گريد را بر آورده مي­کند. که وظيفه لايه­هاي آن به شرح زير است [3].


 



[1] Platform

·         لايه FABRIC

حاوي تمام منابع توزيع شده مانند کامپيوترها، شبکه­ها، منابع ذخيره سازي اطلاعات، پايگاه­هاي داده و ابزار علمي و مهندسي است.

منابع کامپيوتري مانند رايانه­هاي شخصي، سرورها، ابر رايانه­ها و خوشه­ها[1] داراي ساختارهاي مختلفي هستند و سيستم عامل خاص خود را دارند.



[1] Cluster

 

 لايه ميان­افزار سطح کاربر

 

 

اين لايه شامل محيطي براي ايجاد و ارتقاي برنامه­هاي کاربردي در محيط گريد، ابزار برنامه سازي و امکاناتي جهت دسترسي و مديريت منابع است و همچنين وظيفه دارد که برنامه­ها را براي اجرا در محيط گريد زمانبندي و مديريت نمايد. اين لايه با فراهم آوردن دستورات و امکانات به­صورت انواع اوليه[1] اين امکان را در اختيار برنامه نويس و نرم­افزار کاربردي قرار مي­دهد تا بتواند با استفاده از اين انوع اوليه, امکانات موجود در محيط گريد را مورد استفاده قرار دهد.

·         لايه ميان­افزار هسته­اي گريد[2]

همانطور که گفته شد ميان­افزار سطح کاربر وظيفه دارد تا حتي الامکان شرايطي را براي ديدن يک محيط يکپارچه و يکنواخت در اختيار کاربران و نرم­افزارهاي کاربردي قرار دهد.

در اين ميان به دليل اينکه محيط ما يک محيط وسيع شبکه­اي است بايستي براي اجراي يک برنامه در اين محيط مسائل ديگري همچون امنيت[3]، کيفيت سرويس دهي[4]، مسائل و سياستهاي مديريتي و... نيز در نظر گرفته شود. لايه ميان­افزار هسته­اي يکي از مهمترين قسمت­ها در معماري گريد است که وظيفه دارد يک محيط يکپارچه امن براي دسترسي نرم­افزار­هاي کاربردي به منابع فراهم سازد. اين لايه يک محيط انتزاعي از منابع موجود در گريد در اختيار نرم­افزار­هاي کاربردي قرار مي­دهد تا بتوانند به­وسيله سرويس­هاي اين لايه منابع مورد نياز را در اختيار گرفته و استفاده نمايند. همچنين اين لايه وظيفه دارد دسترسي­ها به منابع را کنترل کرده و مجوزهاي مورد نياز را در اختيار پردازه­هاي دريافتي از ساير کامپيوترها قرار دهد.



[1] primitive

[2] Core Grid Middleware

[3] Security

[4] Quality of Services

 

 پایان قسمت ۱

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:36  توسط یوسف عبدلیان باریکرسفی  |